آئین کُشتی باچوخه: تاریخچه، چگونگی، کمبودها و راهکارهای آن
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی: کشتی با چوخه(انواع کشتی)

آئین کُشتی باچوخه: تاریخچه، چگونگی، کمبودها و راهکارهای آن

 

برات قوی اندام - قوچان

کُشتی باچوخه یا همان کُشنی یکی از بارزترین ویژگی های فرهنگی اجتماعی و بومی محلی خراسان بزرگ بویژه منطقه شمال خراسان است. در این منطقه کُشتی باچوخه نه تنها به عنوان یک ورزش بلکه به عنوان یک آئین فرهنگی پهلوانی در تمام شئونات و زندگی


مردم جریان دارد. آنها در جشنها و اعیاد و عروسی های خود این آئین باستانی را اجرا می کنند و گرامی می دارند و از این طریق همواره روحیه مردانگی و پهلوانی و سلحشوری را در خود زنده نگه می دارند. اگر روزگاری کُشتی باچوخه در مناطق و شهرهایی همچون قوچان، اسفراین، چناران، شیروان، نیشابور، لایین و سایر مناطق شمال خراسان مرسوم بود اینک این ورزش به تدریج به سمت مناطق جنوبی تر خراسان نظیر فریمان، تربت جام، گناباد و ... نیز کشیده شده و امروز مردم آن دیار نیز به چوخه علاقه نشان می دهند. اکنون که کُشتی باچوخه ثبت ملی و جهانی شده است ضروری است دست اندرکاران ورزش کشور نگاه ویژه ای به این مقوله داشته باشند تا این آئین که ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی و ورزشی بسیار بالایی دارد به جایگاه واقعی و شایسته خود دست یابد. ورزش و آئینی که در صورت شناخت خوب آن می­تواند بسیاری از آسیب های اجتماعی جامعه به ویژه در جوانان را کاهش داده و به عنوان یک برنامه تفریحی و فرهنگی برای خانواده ها در نظر گرفته شود. در بخش اول این مقاله ابتدا مختصری در رابطه با تاریخچه، وجه نامگذاری، چگونگی کشتی باچوخه (فنون و نحوه برد و باخت) و افتخارات و پهلوانان کُشتی باچوخه آورده می شود. در بخش دوم ضمن ارائه ظرفیت های بومی و ملی آن به برخی از مشکلات و آسیبهای کُشتی باچوخه اشاره نموده و راهکارهایی برای هرچه بهتر برگزارشدن این رقابتها پیشنهاد می شود.   ... 

تاریخچهی کُشتی باچوخه

 

کُشتی مهارتی است که بشر از کهن ترین دوران زندگی خود به آن پرداخته و نیاز ادامه ی حیات وی بوده است، زیرا در کشاکش فعالیتهای روزانه بدین وسیله توانسته است جان خویش را حفظ نماید و از حریم خود دفاع کند. در بین ملل جهان ورزش های مختلفی وجود دارد که جزو فرهنگ و آداب و رسوم آنان محسوب می شود. کُشتی در ایران به دوران سیاوش برمی گردد. مرحوم حسن صدقی در کتاب آیینه ی پهلوانان می گوید: قدیمی ترین کُشتی در ایران، که هنوز هم کاملا معمول و متداول است و روز به روز بر اهمیت آن افزوده میگردد و جنبه های فنی آن خیره کننده است، کُشتی کُردی یا همان کُشتی باچوخه است که در شمال خراسان متداول است. استاد مهدی عباسی در کتاب تاریخ کُشتی ایران می نویسد: کُشتی باچوخه سرآمد کُشتی های ایران است و مجری آن کردها، که نژاد اصیل و قدیم و آریایی هستند، میباشند. مرحوم منوچهر لطیف، مفسر کُشتی ایران کُشتی چوخه را همواره کُشتی کُردی می نامید. این کُشتی نه فقط به عنوان یک مسابقه و رقابت بلکه به عنوان یک آئین فرهنگی پهلوانی در میان اهالی شمال خراسان قابل توجه است. بطوریکه کُشتی گرفتن همواره یکی از رسم و رسومات عروسی کردهای شمال خراسان بوده است. بدینجهت شوروشوق کُشتی در وجود تک تک این مردم نهفته است. هرجا چمنی و یا خاک نرمی وجود داشت و حتی در هنگام درو در گوشه‏ ی مزرعه و یا هنگام‏ بیکاری،جوانان به هم می آویختند و خود را آماده‏ می‏ ساختند. علاوه بر ایام نوروز که تا روز چهاردهم‏ فروردین‏ ماه ادامه داشت درسایر محل‏ ها نیز به‏ نسبت موقعیت محل و روزهای عید که با شادی‏ همراه است انجام می گرفت. علاوه بر کُشتی همزمان رقص‏های جمعی‏ نیز با دهل و سرنا پا می ‏گرفت.

 

 

 

حوادث و رویدادهای تاریخی اتفاق افتاده در منطقه شمال خراسان از مردمان این خطه افرادی سلحشور مبارز پرورانده است که مقاومت و ایستادگی درمقابل هجوم اقوام مهاجم از صفات بارز آنان بوده است . بطور کلی کُشتی چوخه در تمام عرصه های زندگی مردم شهرهایی مثل اسفراین، قوچان، لایین، چناران و ... حضور پررنگ ،دائمی و باشکوه دارد.

وجه تسمیه کُشتی باچوخه

 

کُشتی با چوخه همان کُشتی کُردی است و در مهد خویش یعنی در میان کردهای شمال خراسان کوشنی یا کُشنی نامیده می شود. در قدیم بندی که بر پشت کُشتی گیران بسته میشد کُشنی نامیده می‌شد این بند سه رنگ داشت، نمودار سه شعار پر مغز و محتوای ایرانیان باستان «گفتار نیک، کردار نیک، و پندار نیک» که یادگار حضرت زرتشت بوده است. در 12 فروردین سال 1342 مرحوم منوچهر لطیف که مسئولیتی در تربین بدنی خراسان داشت، نامی جدید برای این ورزش انتخاب نموده و آن را کُشتی باچوخه نامید. چنانکه ایشان در جایی می گوید: من کُشتی کُردی را از سال 1342  به نام کُشتی باچوخه معرفی کردم!

 

معنای لغوی چوخه: چوخه که در گذشته «چوخاء» گفته می‌شد نام نوعی لباس (بالاپوش) سنتی است که کردهای شمال خراسان، آن را بر تن می ‌کرده‌اند. این نوع شنل که توسط زنان از پشم میش یا بز بافته و سپس دوخته می‌ شده است هنگام کُشتی با چوخه به همراه شال سفیدی بر کمر بسته می‌ شود و پیژامه‌ ای بر تن کُشتی ‌گیر قرار می‌ گیرد.

زمان و مکان برگزاری کُشتی باچوخه

 

کُشتی باچوخه از دیرباز معمولا در دل طبیعت و محیطهای باز برگزار می شده است. چنانچه اکثر گودهای کُشتی باچوخه کنونی که از قدیمالایام نیز دایر بوده اند (سلطان زیرابه، رهورد، چشمه زینل خان، امام مرشد و ...) در مناطق تفریحی و دامان طبیعت قرار دارند. کُشتی بر روی خاک نرم و با حضور انبوه تماشاگران از زن و مرد و پیر و جوان برگزار می شود. هنگام برگزاری این کُشتی دو نوازنده سرنا و دهل با نواختن موسیقی کُرمانجی حال و هوای خاصی به ورزش کُشتی باچوخه می دهند و وقتی زورآزمایی کُشتی گیران به اوج می رسد بر سرعت چوب طبل و سرنا می افزایند، این موسیقی مقامی معروف به کوراوغلی است که با تم های سنگین و رزمی نواخته می شود.

 

 

افتخارات، پهلوانان و نامآوران کُشتی باچوخه

 

«خراسان بزرگ» از دیرباز دارای جایگاه بلندی در کُشتی باچوخه بوده است و مربیان، کُشتی گیران و پهلوانانی از این خطه برخاسته اند. شهرهایی همچون قوچان، چناران، اسفراین، شیروان، نیشابور، بجنورد و ... در شمال خراسان خاستگاه پهلوانان بزرگی چون حاج بابا برجی (زیدانلو) (مشهور است هنگامی که پهلوان اکبر خراسانی مشهور بعد از احراز مقام پهلوانی پایتخت در زمان ناصرالدینشاه برای برگشتن به شهر خود  _ مشهد مقدس _ از قوچان عبور می ­کرده است، حاج بابا سر راه او را گرفته،  داوطلب کُشتی با او شده است و از آنجایی که پهلوان اکبر اوصاف او را شنیده بوده ، شبانه از قوچان فرار نموده است)،

 محمدباقر مرغزاری خاخیانلویی قوچانی (او هیکلی برازنده و قدی بیش از دو متر داشته با این حال بسیار چست و چالاک بوده . به گفته مرحوم مجتبی قائمی-که خود از زور خانه کاران بنام قوچان بوده است- محمد باقر تنها یک بار از پهلوانی بنام  شکست خورد که در کُشتی بعد بر او فائق آمده است و دیگر روی باخت را ندید)، مرحوم اکبر مزرجی(پهلوان مخصوص شجاع الدوله)، پهلوان اکبر خراسانی، پهلوان احمد وفادار قوچانی، پهلوان محمدعلی صحرایی(باچیانلو)،  علی پهلوان، پهلوان یوسف (از مریدان پوریای ولی)، پهلوان کاظمی،  پهلوان قربان محمد بهادری (بادلانلو)، حسین کلال  و کُشتی گیرانی چون خدابخش عفتدار، قدیر نخودچی، مهرافروزیان، پهلوان شکفته، پهلوان ابوالقاسم سخدری، پهلوان علی کاظمی، پهلوان یعقوب علی شورورزی، پهلوان احمد اسکندر طاهری، پهلوان فرج‌ا… شعبانی، پهلوان حمزه وحدت، پهلوان عباس گلمکانی، پهلوان علی روحانی، پهلوان محمود قشنگ، پهلوان حمید قشنگ، پهلوان غلامرضا قشنگ، پهلوان عبدالرضا کارگر،  بوده اند که سهم بسزایی در موفقیت های این رشته و ورزش خراسان و تیم آن داشته اند.

 

در اینجا تعدادی از افتخارات پهلوانان بزرگ و افتخارآفرینان کُشتی باچوخه ذکر می گردد:

 

 شادروان پهلوان احمد وفادار اولین پهلوانی بوده است که ٣ سال متوالی بازوبند پهلوانی را به خود اختصاص داد و بر بازو داشت. وی واقعا کُشتی تمام‌ عیار پهلوانی گرفت و حریفانی مانند پهلوان عباس زندی و پهلوان غلامرضا تختی، پهلوان حسن حیدری و پهلوان حسین نوری و غیره را شکست داد. زیباترین فن لنگ در کُشتی توسط پهلوان قربان محمد بهادری (کُشتی گیر قوچانی) روی امامعلی حبیبی اجرا شد و زیبایی و تکنیک اجرای این فن توسط کُشتیگیر خراسانی در حدی بود که عکس آن سالها «نشان فدراسیون کُشتی ایران» بوده و حتی طرح آن هم بر روی مدالهای قهرمانان حک شده است. پهلوان قربان محمد بهادری قوچانی (بادلانلو)، از سال ٧٢٣١ تا ٨۴٣١ قهرمان رشته باستانی، کُشتی چوخه و کُشتی آزاد و فرنگی خراسان بوده است؟ همان کُشتی گیری که کمتر کسی یارای مقاومت در برابر فن «لنگ» او را داشت و توانست بر مصطفی تاجیک (نفر چهارم جهان) نیز با فن لنگ به پیروزی برسد. حسین کلال از قوچان از با تداوم ترین قهرمانان کُشتی باچوخه است که سالها در وزن ٨۶ کیلوگرم یکه تاز مسابقات بود. «پهلوان عباس گلمکانی» اولین عضو تیم ملی کُشتی فرنگی از خراسان در مسابقات جهانی سال ١۶٩١ یوکوهاما بود. پهلوان ابوالقاسم سخدری اولین عضو تیم ملی ایران در سنگین وزن بود که در المپیک ٨۴٩١ شرکت کرد. پهلوان یعقوب علی شورورزی، پهلوان علی کاظمی، حمزه وحدت، شیبانی و ملکزاده از اولین کُشتیگیران خراسانی بودند که به عضویت تیم منتخب کشور درآمدند. خدابخش عفت دار کُشتی گیر قوچانی طی دوران کُشتی خود، بر محمدحسین محبی قهرمان دوم جهان غلبه کرد.  پهلوان قربان محمد بهادری، مرحوم پهلوان محمدعلی صحرایی، قدیر نخودچی، خدابخش عفت دار و پهلوان علی کاظمی از شهرستان قوچان به عضویت تیم ملی کُشتی ایران درآمدند. براتعلی عفتی از قوچان با شرکت در مسابقات جهانی کُشتی هامبورگ آلمان، نفر سوم جهان شد. حسین مهرافروزیان، ستاره کُشتی قوچان در کُشتی چوخه، ورزش باستانی، کُشتی آزاد در وزن ٢٨ کیلوگرم تبحر بسیار داشت. سهراب سراب طی سه دوره در کُشتی چوخه بر قهرمانی چون سیف اله جواهری پیروز شد. در مسابقات مختلف، علیرضا رستمی قهرمان خراسانی از قوچان، توانست بر محمدرضایی (نفر سوم جهان)، علی عبدلی (قهرمان آسیا)، غلام صدیق از پاکستان و آسوکای از ژاپن، (نفر سوم جهان)، جهانشاه کریمی (قهرمان کشور)، قدرت پورکریمی (قهرمان آسیا)، یحیی مردانی (قهرمان کشور) و عبدالباقر (قهرمان جام تفلیس) پیروز شود. نادرشاه افشار از خراسان، فرزند پهلوان میرمبارک، خود از پهلوانان کُشتی بوده است. حسین معرب، قهرمان کُشتی فرنگی ایران، تنها شرکت کننده استان خراسان در المپیک ٨۶٩١ مکزیکو بود. زنده یاد جهان پهلوان تختی در سفری به قوچان گفته بود: «هنوز در عمرم، قدرتمندتر از پهلوان وفادار قوچانی ندیده ام».

 

 

فنون اصیل و نحوه برد و باخت در کُشتی باچوخه

 

مسابقه کُشتی باچوخه در اصل رقابتی بدون مدت زمانی مشخص بوده است و وقتی فردی در آن پیروز میدان اعلام می‌ شده که بتواند 3 بار تخت پشت یا شانه‌ های حریفش را به زمین برساند. اما مسابقه‌ های امروزین این رشته در وقت 10 دقیقه‌ ای برگزار می‌ شود که اگر در پایان، پیروزی نداشته باشد سرنوشت برنده به وقت اضافی 5 دقیقه ‌ای موکول خواهد شد. ضمن این‌که اجرای فن در خاک و گرفتن زیر زانوی حریف، خطا محسوب می‌ شود و کُشتی‌ گیران در 4 یا 5 وزن دسته ‌بندی می ‌شوند. فنون اصیل کُشتی باچوخه عبارتند از:

 

لنگ، کمر، کمرپیچ، راسته پیچ، دست پیچ، قل پیچ، یخه گیر، پاپیچ، سرشاخ، لنگ کُردی (یام باش)،

 

کُشتی گیر در ابتدایی که وارد گود می شود ابتدا دست بر خاک زده بر لب و پیشانی می نهد و سپس دوری در گود زده و با چند پرش آمادگی خود را به حریف اعلام می کند. سپس دو کُشتی گیر به هم نزدیک شده و با صوت داور “سرشاخ” می شوند ، که از ابتدایی ترین فن های خاص این کُشتی است. آنها تمام توان خود را بکار می برند تا پشت حریف را به خاک بمالند. پا در این کُشتی نقش مهمی دارد. فن لنگ کُردی که اصطلاحا به آن “یام باش” می گویند، از مشهورترین فن های این کُشتی سنتی است که چوخه کاران بایستی تمام حواس خود را جمع کنند تا حریف از این فن استفاده نکند . از دیگر فنون خاص این کُشتی « فن جوانمردی» است بدین صورت که کُشتی گیر نباید بدون آمادگی و یا از پشت به حریف خود حمله کند. همچنین نباید فن « لنگ» را در مواقعی که ضروری نیست اجرا نماید. کُشتی گیران حق گرفتن زیر زانوی هم دیگر را ندارند و در خاک نیز هیچ فنی اجرا نمی شود. کُشتی گیر باید هر دو شانه ی حریف خود را به مدت یک ثانیه به خاک بمالد. برد و باخت در کُشتی باچوخه در دو حالت اتفاق می ‌افتد. در حالت اول چوخه‌ کاران می‌ت وانند یکدیگر را ضربه فنی کنند. این ضربه فنی در چند حالت رخ می ‌دهد. تماس شانه یا با تشک یا زمین ضربه فنی محسوب می ‌شود. چرخش حول محور شانه‌ها روی آرنج با تماس نشیمن حالت دیگر ضربه فنی است. همچنین تکیه دادن به آرنج‌ها در شرایطی که کُشتی‌گیر با نشیمن روی زمین قرار دارد و نیز خم شدن شانه نسبت به کمر و تشک هم ضربه فنی به حساب می‌ آید‌ اما پیروزی و برد با امتیاز در کُشتی باچوخه گونه‌ ای دیگر هم دارد. در این شکل در صورتی‌که کُشتی‌گیر با اجرای فن حریف را رو به شکم زده و اصطلاحا او را به خاک و تسلط کامل بر او داشته، مجری یک امتیاز کسب می‌ کند، در صورتی‌که با اجرای فن حریف را به بیرون از تشک از کمر به بالا ضربه فنی نماید مجری دو امتیاز کسب می‌ نماید. همچنین در صورت کم‌کاری، دفاع و نافرمانی از دستورات داور، به کُشتی‌گیر کم‌کار و خاطی یک اخطار و به حریف یک امتیاز می‌ دهند که هم ارزش با امتیاز فنی می ‌باشد. هنگام برگزاری مسابقه‌ها‌ هر کُشتی‌ گیری به هر نحوی پایش کاملا‌ از تشک یا محوطه‌ مشخص شده بیرون رود یک امتیاز از دست داده و یک پوئن به حساب حریفش اضافه می ‌گردد.

 

در این کُشتی اجرای فنون از طریق گرفتن بدن حریف خطا منظور می ‌شود و چوخه‌ کاران درست مثل جودوکاران تنها از طریق گرفتن لباس حریف، اجازه اجرای فن دارند. شاید به همین دلیل هم باشد که بسیاری از قهرمانان ملی جودوی ما از کُشتی باچوخه وارد جودو شده‌ اند و در این رشته به افتخارات ملی، آسیایی و بین‌المللی هم دست یافته ‌اند؛ قهرمانانی مثل: حجت رهنما، جواد محجوب، علی معلومات، خسرو دلیر، جواد روحانی، یونس کریمان، بهروز پرهیزگار، علی چمن‌پا، حسن نیک‌بین، عباس فلاح، علی رضایی، حسین علی‌اکبری، مرحوم عزیز نظری، برات لعل‌نظام، علی شهیدی، مصطفی دلیریان، احمد قاسمی، محمدتقی فیاض و …!

 

 

 

در ادامه ضمن ارائه برخی مشکلات و کمبودها در کُشتی باچوخه راهکارهایی برای هرچه بهتر و زیباتر برگزارشدن آن پیشنهاد می شود.

نگاه به چوخه به عنوان یک آئین فرهنگی ورزشی و اجتماعی

 

آنچه ضروری به نظر می رسد این است که نگاه به چوخه باید تغییر پیدا کند. بر کسی پوشیده نیست که کُشتی باچوخه بویژه در شمال خراسان صرفا یک ورزش نیست که عدهای از جوانان بدان علاقه مند باشند بلکه به عنوان یک آئین و رسم سنتی در تمام شئونات زندگی مردم جریان دارد. ورزشی که با موسیقی و لباس سنتی برگزار می شود و تمام فنون و حرکات آن برگرفته از روح سلحشوری و شهامت و مردانگی است. ورزشی که مرد و زن و پیر و جوان را ساعتها در فضای باز و زیر آفتاب و گاها باران و برف نگه می دارد و میدانی برای اشاعه فرهنگ پهلوانی و مردانگی است.

 

کُشتی باچوخه در عروسی های کُرمانجی منطقه نیز برگزار می گردد. جوانان در نهایت جوانمردی کُشتی را آغاز می کنند، هدف برد و باخت نیست هدف تمرین زندگی است، تمرین غیرت و مردانگی و جوانمردی است و جوانان آبادی و پیران سپیدموی این را خوب میدانند تا مراسم شیرین عروسی به صحنه کشاکش و لجاجت و برتری جویی تبدیل نشود. کسی که نفر اول شود قند اول را به او می‌دهند. در این روز هدیه ‌هایی که می‌ تواند ، قوچ ، قالی و… باشد به پهلوانان مراسم داده می ‌شود.

 

میادین و گودهای کُشتی باچوخه میتوانند نمایشگاهی از هنر و فرهنگ اصیل و بومی، ورزش، صنایع دستی و آداب و سنن اصیل باشد.

تعیین استاندارد برای لباس و لوازم گود چوخه

 

یکی از نابسامانی هایی که تقریبا در تمام مسابقات دیده می شود وجود لباس های چوخه با طرح ها و رنگ های مختلف است. ضروری است که همانند سایر ورزش ها یک استاندارد مشخص برای لباس یا همان چوخه کُشتیگیران در نظر گرفته شود. در حال حاضر کُشتی گیران از شلوارهای کشی استفاده می کنند در حالی که در گذشته شلوار کُشتی با چوخه از پایین به بالا «تا» میخورد و کُشتیگرفتن با آن راحت تر بود و داوران نیز در این موارد در هنگام کُشتی گول نمی خوردند. از سویی لباس چوخه در گذشته «سرآستین» داشت ولی الان به صورت حلقه ای است و باید مرجعی باشد تا این قوانین را تصویب و اجرایی کند.

 

اجزای لباس و لوازم کُشتی باچوخه از قرار زیر است:

 

چوخه، که جامه ی پشمین چوپانان و برزگران و در واقع پوشاک قدیمی کردهای خراسان بوده است. چوخه در زمان های پیشین پالتویی ضخیم و مقاوم و دارای آستین بوده، ولی امروزه به یک جلیقهی کتانی بدون آستین تبدیل شده است.

 

کمربند، شالی که بر روی چوخه به دور کمر بسته می شود و بدن را مانند سنگ محکم نگه می دارد و دامن چوخه را به دور آن  می پیچند.

 

شلوارک، که همانند شلوارک کُشتی پهلوانی می باشد، با این تفاوت که کمی به طرف بالا تا می شود.

 

دهل و سرنا (زورنه)، که با نواختن آن توسط بخشی ها، کُشتی گیر حول میدان کُشتی به حرکت در می آید و خود را گرم می کند و برای مسابقه آماده می شود. نوای دهل و زورنا که همان ریتم جنگ است، بانگ آوازی نیز برای خبر کُشتی است و از مردم میخواهد که جمع شوند و با دل و جان به تماشای کُشتی بپردازند.

 

میدان کُشتی که دایرهای با قطر 10 متر است و کُشتی در آنجا برگزار می شود.

اجرای کُشتی به شکل سنتی و بدون کلیشه (کُشتی بر روی خاک و با سرنا و دهل)

 

باید در نظر داشت که تمام زیبایی کُشتی باچوخه برگزاری آن به شکل سنتی است که می تواند برای تمام قشرها و رده های سنی جذابیت داشته باشد. کُشتی باچوخه همیشه در فضای باز و دل طبیعت و اماکن تفریحی و بر روی خاک نرم یا چمن برگزار می شده است. ضروری است در حال حاضر نیز تا جایی که امکان دارد این امر لحاظ شود. در حین کُشتی نوای سرنا و دهل و یا قشمه و دهل بخشی ها با ریتم خاصی شروع شده و به تدریج که کُشتی اوج می گیرد ریتم آن نیز تندتر می شود. دستدادن قبل از کُشتی نیز از زیبایی های این ورزش است. گودهای کُشتی سنتی و معروف در شهرهایی مثل قوچان و اسفراین نظیر گودهای رهورد و سلطان زیرابه و چشمه زینل خان الگوهای بسیار بارزی برای این مورد است.

تدوین مقررات مدون و جامع کُشتی با چوخه

 

چوخه قوانین مدونی ندارد معمولا در مسابقات کُشتی با چوخه اختلاف نظرها گاهی مسئله ساز و مشکل آفرین است. بحث داوری یکی از مواردی است که هموراه باعث ایجاد اختلاف در میان کُشتیگیران و دست اندرکاران و به تبع آن کشیده شدن این اختلافات به میان تماشاگران و شلوغی و هرج و مرج می شود. نقطه ضعف این ورزش نبود قوانین و مقررات جامع و منسجم و واحد است که مورد پذیرش و مقبول همه علاقه مندان، داوران و پیشکسوتان این رشته در کشور و یا حداقل در شمال شرق کشور که جایگاه اصلی این رشته است، باشد. در حال حاضر اختلاف نظر در نحوه برگزاری، داوری و اوزان وجود دارد که گاهی این اختلاف نظرها مشکل ساز می شود که نمونه آن برگزاری مسابقات گود چوخه زینلخان اسفراین در ۵ وزن و در دیگر نقاط در ۴ وزن است.تدوین قوانین و تشریح فنون و خطاها آنهم توسط افراد کاردان و با رای و نظر پیشکسوتان و صاحبنظران کُشتی باچوخه امری ضروری به نظر می رسد.

اجرای فنون اصیل کُشتی باچوخه و دوری از تشریفات و فنون آزاد

 

در سال های گذشته هر چه دست به تغییر کُشتی با چوخه زدهاند، وضع بدتر شده است. زمان کُشتی پیرو کُشتی آزاد و محدود است. تشریفات در کُشتی باچوخه زیاد شده و بیشتر از فنون آزاد استفاده می کنند. رسوخ فنون رشته های دیگر به این رشته ورزشی باعث شده تا کُشتی گیران بیشتر زیرگیری کنند و به همین خاطر فن «لنگ کُشتی با چوخه» که تماشاگران بسیاری دارد، فراموش شود و کُشتیگیران بیشتر به دنبال حداقل امتیاز هستند تا اجرای فنون و همین مسئله باعث شده کیفیت مسابقات افت کند. تماشاگران صبور کُشتی با چوخه که اکثرا روستایی هستند از کُشتی‌گیران توقع دارند فنون بکر لنگ را اجرا کنند، آن‌ها فنون کُشتی آزاد و جودو که اخیرا وارد کُشتی با چوخه شده است را دوست ندارند. تماشاگر کُشتی با چوخه فنون اصیل این ورزش را دوست دارد که متأسفانه کمتر به چشم می‌خورد، لباس چوخه‌ کاران کمی تغییر کرده است، گارد کُشتی آزاد و زیرکی‌های جودو زیبایی‌ های این ورزش بومی سنتی را کم‌ رنگ کرده است. در گذشته باید کُشتی گیر از قدرت بدنی هم استفاده می کرد اما در حال حاضر چنین نیست.

ایجاد تیم و لیگ برای این ورزش

 

چنانچه کُشتی باچوخه بخواهد به لحاظ مسابقات و رقابت ها (نه در شکل اجرا) از حالت سنتی خارج شده و به صورت حرفه ای درآید ضروری به نظر می رسد که همانند سایر رشته ها ورزشی به صورت تیمی درآید به طوری این تیم ها پشتیبان مالی داشته و از جایی حمایت شوند. البته این امر نباید باعث شود که دسترسی به رقابت های کُشتی باچوخه برای افراد خاصی که فقط در تیم ها حضور دارند محدود شود. مسبقات باید به گونه ای باشد که هر جوانی که آمادگی در خود می بیند بتواند در رقابتها شرکت کند.

برگزاری هفتگی یا ماهیانه این رقابتها

 

در حال حاضر بیشتر رقابت های کُشتی باچوخه دارای زمانبندی مشخص نبوده و در تاریخ های خاصی مثل اعیاد، روزهای 13 و 14 فروردین و به صورت پراکنده برگزار می گردد. این رقابت ها باید زمانبندی شده و در تقویم کُشتی باچوخه منطقه در نظر گرفته شوند. ضروری است برنامه ی هفتگی و یا ماهیانه ای برای برگزاری این رقابت ها در شهرهای مختلف تدوین شده و سالی چندبار نیز رقابت ها به صورت استانی برگزار گردد.

 

 

تقویت، ایجاد و اداره گودهای کُشتی

 

متاسفانه هنوز ظرفیت ها و جذابیت های کُشتی باچوخه برای خیلی از مسئولین ورزشی و فرهنگی به خوبی درک نشده است. بودجه های کلانی که در برخی ورزش های بی بازده مثل فوتبال هزینه می شود و هیچ سود و نتیجه ای ندارد که هیچ بعضا برخی ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی را نیز در جامعه در پی دارد. در صورتی که اگر به کُشتی باچوخه با نگاه در خور این آئین فرهنگی ورزشی نگریسته شود میتوان بهره های فراوانی در جهت کاهش آسیب های اجتماعی و فرهنگی در جامعه بویژه در قشر جوان از آن گرفت.

 

در شهرهایی مثل قوچان، چناران، اسفراین، شیروان، بجنورد، نیشابور و ... که مهد کُشتی باچوخه اند میطلبد که گودهای کُشتی باچوخه در خور قدمت کُشتی در این مناطق و نام آوران و یلان چوخه در صده های اخیر ایجاد گردد. گودهای قدیمی موجود تقویت شده و برنامه مدونی برای برگزاری مرتب مسابقات طرحریزی گردد. گودهای موجود اکثرا به صورت خودجوش و مردمی ایجاد شدهاند و هیچ گونه بودجه و برنامهای برای آنها وجود ندارد.

 

مسئولین جدول و هیات داوران و مجریان گود بایستی از افراد زبده و اهل فن انتخاب شده تا در حین اجرا احیانا بحثی پیش نیاید و به کسی اهانت نشود.

 

مجری و گوینده ی گود لازم است در نظر داشته باشد که نباید با حرف ها و رفتار و سکنات خود باعث ایجاد آزردگی و آشفتگی در بین تماشاگران و یا عدم تمرکز کُشتی گیران شود. ایراد خیرمقدم های مکرر و طولانی و چندین باره و با فاصله های کوتاه برای هر مسئول ولو رده پایین که وارد گود می شود گاهی اوقات آنچنان زیاد است که حوصله تماشاگران را سر می آورد.

ضرورت تبیین جایگاه کُشتی با چوخه و ایجاد فدراسیون

 

یکی از دلایلی که کُشتی باچوخه هنوز نتوانسته است به جایگاه در خور توجه دست یابد، عدم وجود یک نهاد رسمی و سازمانی به عنوان متولی این ورزش است. به همین دلیل معمولا بودجه ی آنچنانی برای این ورزش اختصاص نمی یابد. ساختار رشته های ورزشی در تربیت بدنی به صورتی است که هر تشکیلات دارای فدراسیون است اما کُشتی باچوخه که زیر مجموعه کنفدراسیون یا فدراسیون جهانی است به عنوان یک ورزش بومی نتوانسته جایگاه منسجمی داشته باشد تا از یک هماهنگی و تصمیم و مدیریت و قوانین واحد و متمرکز برخوردار شود بنابراین جا دارد در کشور این رشته در کنار دیگر رشته های نزدیک نظیر گیله مردی مازندران و گلستان دارای تشکیلات در وزارت ورزش و جوانان شود تا بهتر ساماندهی شود.

کُشتی باچوخه پیش زمینه ای برای جودو

 

این ورزش شباهت زیادی از لحاظ فنون و نحوه اجرا با ورزش جودو دارد بطوریکه بسیاری از فنون جودو و کُشتی آزاد به نوعی برگرفته از این نوع کُشتی هستند. بنابراین توجه به کُشتی باچوخه و ایجاد برنامهای مدون برای برگزاری رقابت های آن در خراسان بزرگ علی الخصوص منطقه ی پهلوان خیز شمال خراسان می تواند جوانان زیادی از این خطه را راهی میادین ملی و بین المللی کُشتی و جودو نماید. تجربه نشان داده است که ایران در رقابت های المپیک با تکیه بر توانایی جوانان خود در رشته های انفرادی بیشتر می تواند موفق باشد. شکی نیست که استعداد جوانان این دیار می تواند مدال های رنگارنگ المپیک و سایر رقابت های معتبر جهانی را در رشته هایی مثل جودو و کُشتی دستی افتنی تر نماید.

هماهنگی و پرهیز از موازی کاری در برگزاری رقابتها

 

ناهماهنگی و موازی کاری در برگزاری رقابت های کُشتی باچوخه زیاد است. غالبا تصمیمات بدون هماهنگی و به صورت شخصی گرفته میشود. گاها می بینیم که سالی چند بار در شهرستان های مختلف رقابت هایی برگزار می گردد و ­همه ی اینها هم نام رقابت های استانی را به یدک می کشند.

ایجاد جایگاه مناسب برای تماشاگران

 

مردم به طور سنتی رغبت زیادی به این کُشتی دارند و شور و علاقه آنهاست که ساعت ها در شرایط سخت و زمین ناهموار بر روی زمین نشسته و کُشتی ها را تماشا می کنند. باید در نظر داشت که مردم و بویژه مردم روستایی از سرمایه های اصلی کُشتی بوده و ضروری است با احداث حداقل جایگاه برای تماشاگران به حفظ آرامش و نظم در بین تماشاگران کمک نمود.

 

ذکر این نکته ضروری است که از قدیم الایام بانوان همیشه از تماشاگران این آئین بوده اند. این امر بخصوص در مناطق و روستاهای کردنشین شمال خراسان نظیر قوچان و شیروان و اسفراین پررنگتر است. چنانچه قبلا هم ذکر شد نباید جنبه ی فرهنگی و آئینی کُشتی باچوخه را نادیده گرفت و صرفا به عنوان یک ورزش به آن نگریست.

برگزاری جلسات و نشست های تخصصی با اهل فن و پیشکسوتان چوخه

 

پیشنهاد می شود جهت شناخت هرچه بیشتر کُشتی باچوخه و هویت آن، تدوین قوانین و مقررات کُشتی باچوخه و بحث داوری، شناخت ظرفیتها و تواناییهای این رشته و سایر موارد نشستها و همایش هایی با دعوت از پهلوانان پیشکسوت چوخه و مفسرین و نخبگان و اهل فن کُشتی باچوخه و سایر رشته های نزدیک چون کُشتی آزاد و جودو برگزار گردد.

تجلیل از پهلوانان و پیشکسوتان کُشتی باچوخه

 

کار پسندیده ای که گاها در برخی گودهای کُشتی باچوخه صورت می گیرد و بسیار امر شایستهای نیز می باشد تجلیل از پهلوانان و پیشکسوتان این ورزش در جمع تماشاگران و در نظرگرفتن جوایز و هدایایی برای آنان است. ضروری است این امر تداوم داشته باشد و انتخاب ها نیز به حق و بجا صورت بگیرد.

ایجاد امکانات رفاهی و بهداشتی در کنار گودهای کُشتی

 

موردی که تقریبا در تمامی گودهای کُشتی باچوخه مشاهده می شود نبود امکانات رفاهی و بهداشتی است. مشکلی که هم بر روی آمادگی و آرامش کُشتی گیران تاثیر می گذارد و هم تماشاگران را آزار میدهد. به لحاظ اینکه مدت این گونه رقابت ها طولانی بوده (معمولا یک روز کامل) و معمولا در مناطق غیرمسکونی برگزار می گردد عدم وجود امکاناتی همچون سرویس های بهداشتی، مواد غذایی و آب آشامیدنی این مشکلات را دوچندان می کند. ریختن زباله و آشغال در محوطه، گرد و خاک فراوان در محیط و ... جلوه های ناپسندی است که در بیشتر گودها مشاهده می گردد. وجود تیم های پزشکی و اورژاس و چادرهایی برای تعویض لباس چوخه کاران نیز ضروری است. وجود پارکینگ مناسب در این اماکن می تواند از هرج و مرج شلوغی جلوگیری نماید.

برقراری نظم و انضباط در گودهای کُشتی باچوخه

 

یکی از مسائلی که همواره در گودهای کُشتی باچوخه روی می دهد عدم وجود نظم و انضباط در گود است. عدم تناسب تعداد مامورین انتظامی با جمعیت، نبود حفاظ بین تماشاگران و میدان کُشتی، بحث اختلاف در داوری و سایر موارد باعث ایجاد شلوغی و هرج و مرج در گود شده که در برخی موارد شاهد حرکات ناپسند و دور از شان چوخه از طرف معدودی از تماشاگران و کُشتی گیران هستیم که شایسته این ورزش نیست.

 

 

جوایز کُشتی باچوخه

 

جوایز کُشتی با چوخه نیز به سبب ماهیت سنتی و ملی ‌اش متفاوت است. در اصطلاح به فاتحان میدان چوخه «قند» اهدا‌ می‌ شود! این قند که همان جایزه است می‌تواند شتر باشد‌، همچنین گوسفند، قالی، لوازم منزل، وجه نقد و سکه دیگر قندهایی است که برگزار‌کنندگان مسابقه‌ ها‌ می ‌توانند به نفرات اول تا سوم اهدا‌ کنند! غالبا به طور سنتی جوایز کُشتی باچوخه از نمادهای زندگی عشایری کُردها نظیر قوچ در نظر گرفته میشود. گاهی اوقات نیز از دست بافته های عشایر نظیر قالی و جاجیم و گلیم استفاده می شود. البته این جوایز می تواند در مناطق مختلف متفاوت باشد. مهم این است که جوایز متناسب با شان این ورزش بوده و پشتوانه ای برای کُشتی گیر باشد.

آمادگی بدنی مداوم در کُشتی گیران

 

هرچند که کُشتی باچوخه به صورت طبیعی در خون جوانان منطقه بخصوص شمال خراسان وجود دارد و در اکثر مسابقات نیز بیشتر جوانان به استثنای عده ی معدودی که تمرینات باشگاهی دارند بدون داشتن تمرینات و آمادگی لازم پای در گود چوخه می نهند لیکن باید در نظر داشت که این امر در دراز مدت برای پیشرفت کُشتی باچوخه یک آفت است. کُشتی باچوخه در صورتی می تواند در سطح ملی و جهانی مطرح شود و نتایج آن به بار بنشیند که کُشتی گیران هموراه از لحاظ بدنی آماده بوده و تمرینات و آمادگی های جسمی زیر نظر مربی آگاه و دلسوز داشته باشد. تاسیس باشگاه های اختصاصی کُشتی باچوخه، برگزاری کلاس های داوری و مربیگری چوخه ، شناسایی فنون بکر و آموزش دادن به مربیان این رشته و تمرینات مداوم چوخه کاران زیر نظر آنان در توسعه کُشتی با چوخه ضروری است.

انعکاس رویدادهای کُشتی باچوخه در رسانه های جمعی

 

انعکاس حرفه ای اخبار و گزارشات و تحلیل های کشتی باچوخه در رسانه های جمعی همچون تلویزیون و روزنامه ها باعث شناخت بیشتر مردم و مسئولان رده بالا نسبت به این موضوع شده و طبعا گرایش و علاقه ملی نیز به کُشتی باچوخه بیشتر می شود.

توجه به اخلاقیات در کُشتی باچوخه

 

روح معنوی جاری در ورزش کُشتی باچوخه بی ‌شباهت به روح ورزش باستانی و کُشتی پهلوانی نیست. نیت پاک ورزشکار حاضر در رقابت کُشتی با چوخه و در آغوش گرفتن و دیده‌ب وسی حریف پیش و پس از مسابقه، از الزامات مبارزه‌ های این ورزش است. ریشه مشترک کُشتی باچوخه با کُشتی پهلوانی که هر دو، آیینی برای رزم و حریف ‌طلبی محسوب می‌ شوند این دو را بیشتر به هم نزدیک کرده است. کُشتی گیران نیز لازم است در نظر داشته باشند که جنبه ی پهلوانی و پهلوان منشی در چوخه بالاتر و زیبنده تر از جنبه قهرمانی آن است.

 

در پایان لازم است ذکر گردد که در نوشتن این متن از مقالات و نوشته های افراد زیر به صورت نقل کامل و یا نقل به مضمون استفاده شده است:

 

هادی عامل (گزارشگر و مفسر کُشتی)، مرحوم حسن صدقی( کتاب آیینه ی پهلوانان)، استاد مهدی عباسی (کتاب تاریخ کُشتی ایران) ، ابوالقاسم عندلیبیان، محسن سیلاخوری، احمد پهلوانی، قاسم اسدی، اصغر یزدانی رشوانلو (از پیشکسوتان چوخه) ، مجید عباسقلی، اسماعیل بیگلری، بیژن قنبری (مجری و گزارشگر صدا و سیما)، حسین تقدیسی (نویسنده و شاعر)، علی ایشانزاده(خبرنگار روزنامه خراسان در قوچان)، محمد جابانی(نوسینده قوچانی)، باقری، حمید توکل، ملائی، شریفان و محمد مکاری

منبع: http://www.merx.blogfa.com


آموزش کشتی فرنگی و آزاد
 
 
 
 
td class=0pxtopside-botwidth: 100%;http://persianbox.com/templates/public/pb1/images/side-top.gifdiv style=#2f57a2post-botright br //tda href=